تبلیغات
بزرگترین سایت جوک و اس ام اس - مطالب ابر جوک خنده دار
مراحل درس خوندن:




گرفتن چند عکس سلفی از خود..

مقداری خواب رو جزوه ها..

چک کردن اینستاگرام و چت..

خوندن یادگارهای که رو جزوه نوشتی..

فحش دادن به استاد..

خسته شدم دیگه برم یه چی بخورم..


***

مار و زرافه با هم ازدواج می کنن بچه شون می شه قورباغه!




اگه گفتی چرا؟


چون بچه دار نمیشدن بچشونو از پرورشگاه میارن!

وژدانن ناراحت شدید دیگه از این پستای سنگین و تکان دهنده نمیزارم


***

گوشیم زنگ خورد ورداشتم گفتم

 تو تاکسی ام وسطِ جلسه و قطع کردم.





آقای راننده تاکسی به عنوان جایزه ازم کرایه نگرفت

 و مشروح اخبار هفته رو هم واسم مرور كرد


***

گدائه به یه نفرمیگه: صد تومن بده با اتوبوس برم خونه



طرف میگه: من فقط ۲۰۰۰ تومنی دارم

گدا: اشكالی نداره، دیگه مجبورم با آژانس برم


***


در سه حالت به خانما هیچی نگین....



وقتی تازه از خواب بیدار شدن....

وقتی چیزی رو گم کرده و دنبالش میگرده...

وقتی آماده شده بود و برنامه بیرون رفتنش بهم خورده...

ملاحظه: مورد سومی خطر زنده به گور شدن داره....!!


***

مکالمه ی منو مغزم شب موقع خواب!!




من: بذار بخوابم...


مغزم: نه بیدار بمون فک کنیم ببینیم چرا پنگوئنا زانو ندارن ؟!

***

هر کس  سی جوک را نشناسد نیمی از عمر خود را از دست داده است





و هرکس بشناسد تمام آن را!!


***


تجربه ثابت کرده که




بدترین توهینا بعد از

 «با تمام احترامی که براتون قائلم» میاد


***

کارآفرینی یعنی....





بری کنار اینا که بلال میفروشن , نخ دندون بفروشی

فکر اقتصادی رو داشتین؟ ؟؟

***

"رژلب" اسمش روشه.

 اسمش کاراییش رو میرسونه!





هروقت "رژلب و حومه" ساخته شد

 اونوقت از زیر دماغ تا زیر فکتونو قرمز کنین!


***

من اگه هنرپیشه بودم

صحنه‌ی غذا خوردن تو رستورانُ هی خراب میکردم





که مجبور شن از نو غذا بیارن چند دست بخورم


***

سر چهاراه گدا اومد کنار ماشین بهش گفتم

برو اون طرف پول ندارم گفت



نمیگفتی هم از قیافت مشخص بود


گدا ها هم گدا های قدیم...

***

یعنی من هر طرف تاکسی بشینم ،



همون سمت خورشید میتابه

اصن یه بار خورشید از غرب طلوع کرد!!!


***

همسایمون رفته واسه باغش

بیست ملیون داده سگ خریده که دزد نیاد






خود سگه رو دزدیدن !


***


یارو: الو سلام رادیو پیام؟



مجری : بفرمایید ؟؟

یارو : یه کیف پیدا کردم پنجاه میلیون پول توشه

مجری : آفرین میخاین صاحبشو پیدا کنین؟

یارو: نه میخوام واسه صاحبش یه آهنگ غمگین پخش کنین

***

روزى به لقمان هیچ نگفتند، همینطورى ساکت نگاهش کردند...






آخر خودش خسته شد و گفت: از بى ادبان !


***

خیلی خیلی ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺮﻭﺑﻬﺎﯼ ﻧﯿﻮﯾﻮﺭﮎ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ...


ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﻧﺮﻓﺘﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ،

ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ اومدم


***

ایا میدانید پشه ها روزها کجا میخوابند؟




منم نمیدونم


تا یک نمیدانی دیگر بدرود


***

ﻫﻔﺘﻪ ﯼ ﭘﯿﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻼﺳﻤﻮﻥ ﺑﺮﯾﻢ ﻭﯾﻼﯼ ﻣﺎ ﺗﻮ


ﺷﻤﺎﻝ ..



ﯾﻬﻮ ﻭﺳﻂ ﺭﺍﻩ ﯾﺎﺩﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﺎ ﺍﺻﻦ ﻭﯾﻼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ


ﻣﻨﻮ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻥ ، ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺑﺨﺮﻡ

ﻓﻘﻂ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﻻﻥ ﮐﺠﺎﻥ . ﻫﺮﮐﯽ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻪ ﺍﻃﻼﻉ ﺑﺪﻩ

ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﻪ





طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک خنده دار، سی جوک،

تاریخ : پنجشنبه 17 تیر 1395 | 05:00 ق.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات
از یارو میپرسن : تو از زنت میترسی؟

میگه:چرا باید بترسم؟



لباسارو شستم

اتومو کردم

غذامو پختم

ظرفامو شستم

شیشه ها رو تمیز کردم

زیر بچه رو هم عوض کردم

اونی که کاراش مونده باید بترسه !

***

عمه‌ام اسم شوهرش ابوالقاسمه، اسم بچه‌هاش مصطفی و محمد،

هر موقع توی جمع با هم صداشون میزنه همه صلوات میفرستن....



ابوالقاسم مصطفی محممممممد!

***

‏کسی به تابستون چیزی گفته اینجوری داغ کرده؟

***

عطسه دخترها: عتسی



عطسه پسر ها: تشوبیسخلبوهووووووووطراشش

***

مبلغ دیه ﻫﺮ ﻣﺮﺩ 200 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ است که ﺑﻪ ﻭﺭﺛﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ.


  ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳﻮﺩ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪﻭﺩ 22 ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺳﺖ،

ﺳﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ 3.700.000 ﺗﻮﻣﺎﻥ !

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﻓﻮﻕ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،

 ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺗﻮﺟﻴﻪ اقتصادی ندارد

***

یارو دوستشو ناجور زده بود.

کار به دادگاه کشید!

 قاضی میپرسه چرازدیش؟

 میگه 10 سال پیش بهم گفته بود اسب آبی


قاضی : 10 سال پیش گفته الان زدیش؟

یارو :دیشب تازه اسب آبی رو تو تلوزیون دیدم

***

شما تو آمریکا تو صف نونوایی هم که رفتی دیدی شلوغه

 فقط کافیه یه الله اکبر بگی،

 اگه یه نفر موند بزن تو گوش من!



اینه معجزه ی اسلام

***

ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ



ﭘﯿﺎﻣﮏ ﯾﮏ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺶ!


اینو دیگه عمراً شنیده بودید

***

با نامزدم رفتیم بیرون بهش میگم: عزیزم واسه شام خوراک بره خوبه؟

گفت: آره عجیجم دوش دالم.

 منم رفتم کلی سبزی و علف واسش خریدم ولی نمیدونم چرا شق زد زیر گوشم رفت.



مگه خوراک بره سبزی و علف نیست؟

 خو مگه بره چی میخوره؟

***

رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:

((خواهی که نبیند اَحدی این هنرت را، برخیز و بکش سیفون بالای سرت را))



من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنند..


تازه برگشتم دیدم یکی نوشته

سنجیدم ودیدم سخنت عین صواب است، صدحیف كه دستگیره سیفون خراب است

***

زنی پسر کوچکی داشت که زیاد دزدی میکرد او را نزد شیخی برد,

شیخ برایش دعا درست کرد و گفت

ان را به کتفش ببند او دیگر هرگز دزدی نمیکند


هنگامی که به خانه برمیگشتند پسر در راه عقب مانده بود

مادرش از او خاست سریعتر راه برود تا به او برسد

پسر گفت مادر دمپایی شیخ بزرگه و نمیتونم باهاش راه بروم



طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک، جوک خنده دار، جوک جدید خنده دار،

تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 05:30 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

تعداد کل صفحات : 9 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی