تبلیغات
بزرگترین سایت جوک و اس ام اس - مطالب داستان طنز
یک مهندس به دلیل نیافتن شغل یک کلینیک باز می کند با یک تابلو به این مضمون درمان بیماری شما با 50 دلار در صورت عدم

موفقیت 100 دلار برگشت داده می شود"


یک دکتر برای مسخره کردن او و کسب 100 دلار به آنجا می رود و می گوید من حس ذائقهء خود را از دست داده ام

مهندس به دستیار خود می گوید از داروی شماره 22 سه قطره

 دکتر دارو را می چشد اما آن را تف می کند و می گوید این دارو نیست که گازوییل است

مهندس می گوید شما درمان شدید و 50 دلار می گیرد


چند روز بعد دکتر برای انتقام بر می گردد و می گوید که حافظه اش را از دست داده است مهندس به دستیار خود می گوید از داروی

شماره 22 سه قطره

دکتراعتراض می کند که این داروی مربوط به ذائقه است و مهندس می گوید شما درمان شدید و 50 دلار می گیرد

به عنوان آخرین تلاش دکترچند روز بعد مراجعه می کند و می گوید که بینایی خود را از دست داده است

مهندس می گوید متاسفانه نمی توانم شما را درمان کنم، این 100 دلاری را بگیرید

اما دکتر اعتراض می کند که این یک دلاری است

مهندس می گوید شما درمان شدید و 50 دلار دیگر می گیرد



طبقه بندی: داستان طنز،
برچسب ها: داستان طنز، داستان طنز جدید، داستان خنده دار، داستان،

تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 05:59 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات
استادم گفت : زندگی را تعریف کن… گفتم.. زندگی تعریف کردنی نیست…

 ناراحت شد و نمره ام را صفر داد…

سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت …

جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن،

ارام خندید و گفت نمره ات بیست…

زندگی را باید زیست…!!!


 گفتم اون موقع باید بیست میدادی مشروط نشم ...


یه لگد زدم انداختمش تو جوب فرار کردم .



طبقه بندی: داستان طنز،
برچسب ها: داستان طنز، داستان خنده دار،

تاریخ : یکشنبه 13 تیر 1395 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی