از وقتی فهمیدم سرانه مطالعه کتاب

تو ایران سه دقیقه در ساله



پولامو تو کتاب حمل میکنم


***


گوته بخور چیست؟




جمله ای است که با آن، همسر "گوته"


او را برای صرف غذا صدا میکند



***


پشت مانتوش  بزرگ نوشته بود من یک ملکه ام




اونوقت دنبال اتوبوس چهار دست و پا میدویید


***


مرد در حال جان دادن بود که به همسرش گفت

: باید چیزی را به تو بگویم

زن: لازم نیست

مرد: اما اگر نگویم نمیتوانم آسوده بمیرم

و عذاب وجدان رهایم نخواهد کرد



زن: باشه بگو

مرد:من زن دوم دارم

زن با خونسردی گفت :

میدونم همین امروز فهمیدم ...


حالا آروم باش تا مرگ موش کارشو بكنه...


***


هندیا هر وقت از زندگی خسته میشن



میرن با گاواشون درد دل میکنن



***


مواد لازم برای تهیه مرد ایرانی



چربی یک تن

ادعا یک خروار

رو،یک من

مخ یک مثقال

احساس نیم مثقال

عین‌حقیقت‌والا‌بوخودا


***


دختره کلا 40 کیلو وزنشه

پست گذاشته خیلیا آرزو دارن

هیکل منو داشته باشن




آخه  یکی نیست بهش بگه

تو همینجوری بری بانک کشاورزی

بهت وام خشکسالی تعلق میگیره



***


دیشب تو یه عروسی بودم

دی جی میگفت هر کی شکست عشقی خورده

 یه جیغ بلند بکشه



 عروس رو ندیدین  چجوری عربده میزد


***




طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک جدید 95، جوک جدید، جوک 95،

تاریخ : سه شنبه 22 تیر 1395 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات
دیشب یه پشه نیشم زد ....


افتادم دنبالش گوشه اتاق خفتش کردم

 تا اومدم بکشمش بهم گفت: بابایی!!!

دیدم راست میگه؛خون من تورگهاش بود.


 بغلش کردم تاصبح دونفری گریه کردیم....


***

ی غلطی کردیم دو ترم رفتیم کلاس زبان..




حالا توی فامیل هرکی میرسه برگه

جواب آزمایش ادرار و مدفوعشو میزاره جلوم

میگه معنی کن ...


بدبختی گیر کردیم


***

عینك دودى زدم رفتم تو خیابون دو بار خوردم زمین




طرف دست پسرش رو گرفته میگه

خدایا شكرت بچم سالمه


***

یه بار موقع خون گرفتن

 خودمو زدم غش و ضعف

که اون دوتا پرستار خوشگلا

زیر بغلمو بگیرن بلندم کنن


نامردا رفتن توالت شور بیمارستانو صدا کردن اومد ؛

یارو هم تیِ کثافتش رو گذاشت اونور اومد

شکل گوسفند بغلم کرد انداختم رو تخت

بعد با همون دستش بیسکویت باز کرد

درآورد گذاشت دهنم گفت

بخور فشارت افتاده…


***

ﻣﻌﻠﻢ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟



معصومه : ﻋﺮﻭﺳﯽ

ﻣﻌﻠﻢ : ﻧﺨﯿﺮ ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﭼﻜﺎﺭﻩ ﻣﯿﺸﻮﯼ؟

معصومه : ﻋﺮﻭﺱ

ﻣﻌﻠﻢ : ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

معصومه : ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ

ﻣﻌﻠﻢ : ﺩﺧﺘﺮ ﺟﺎﻥ! ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ

ﻣﺎﺩﺭﺕ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟

معصومه : ﺩﺍﻣﺎﺩ ﻣﯿﺎﺭﻡ

ﻣﻌﻠﻢ : ﻟﻌﻨﺘﯽ ! ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﻪ

ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ؟

معصومه : ﻧﻮﻩ !

معصومه ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ... ﺩﻟﺶ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ...


***

من نمیدونم چه اصراریه که

اسم همه سریالها باید اسم یه دختر باشه؟؟؟

«ستایش»، «ریحانه»، «کیمیا»،

«نرگس» «شهرزاد»، «تنهایی لیلا» و..




یعنی اگه اسم یه فیلم «جعفر » باشه

 هیشکی نمیشینه نگاه کنه!!؟؟؟

مگه جعفر  بدبختی نداره اونو نشون بدید!؟ 
 
مگه جعفر  تنهایی نداره!؟


جعفر  دوستت داریم!!!


***

همیشه برام سوال بود

 چرا وقتی فاتحه می خونن

 انگشتشونو میزنن رو سنگ قبر


الان فهمیدم

 این کار برای لایک کردن روح اون مرحومه


***

دستشویی پارک بودم یکی در زد.


گفت: سلام خوبی؟

من با خجالت گفتم: خوبم مرسی


گفت: چیکا میکنی؟

گفتم: آدم اینجا چیکار میکنه؟

گفت: میتونم الان بیام اونجا؟

عصبی شدم گفتم: هنوز کار دارم.



یهو گفت: بهت زنگ می‌زنم

الان یه اسکل تو دستشویی داره جواب منو میده!!


آفتابه که غش کرد

شلنگ آبم باز بود از دستم در رفت

 بندرى میرقصید 



طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک جدید، جوک،

تاریخ : یکشنبه 20 تیر 1395 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

تعداد کل صفحات : 27 :: ... 3 4 5 6 7 8 9 ...

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی