خداییش ترکیدم از خنده????

جوانی از بیکاری رفت باغ وحش پرسید:استخدام دارید؟

یارو گفت مدرک چی داری؟

گفت لیسانس!


یارو گفت یه کاری برات دارم ، حقوقشم خوبه پسره قبول کرد.

یارو گفت : ما اینجا میمون نداریم میتونی بری توی پوست میمون تو قفس تا میمون برامون بیاد !

چند روزی گذشت یه روز جمعه که شلوغ شده بود، پسره توی قفس پشتک وارو میزد از میله ها بالا پائین میرفت

یهو جوگیر شد زیادی رفت بالا از اون طرف افتاد تو قفس شیره!


داد زد کمکککککککک...

شیره گرفتش و دستشو گذاشت رو دهنشو گفت: آبروریزی نکن میمون، منم ممد هم دانشگاهیت، ارشد می خوندم.



طبقه بندی: داستان طنز،
برچسب ها: داستان خنده دار، داستان خنده دار جدید، داستان،

تاریخ : سه شنبه 15 تیر 1395 | 06:00 ق.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات
از یارو میپرسن : تو از زنت میترسی؟

میگه:چرا باید بترسم؟



لباسارو شستم

اتومو کردم

غذامو پختم

ظرفامو شستم

شیشه ها رو تمیز کردم

زیر بچه رو هم عوض کردم

اونی که کاراش مونده باید بترسه !

***

عمه‌ام اسم شوهرش ابوالقاسمه، اسم بچه‌هاش مصطفی و محمد،

هر موقع توی جمع با هم صداشون میزنه همه صلوات میفرستن....



ابوالقاسم مصطفی محممممممد!

***

‏کسی به تابستون چیزی گفته اینجوری داغ کرده؟

***

عطسه دخترها: عتسی



عطسه پسر ها: تشوبیسخلبوهووووووووطراشش

***

مبلغ دیه ﻫﺮ ﻣﺮﺩ 200 ﻣﻴﻠﻴﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ است که ﺑﻪ ﻭﺭﺛﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ.


  ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺳﻮﺩ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺪﻭﺩ 22 ﺩﺭﺻﺪ ﺍﺳﺖ،

ﺳﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﻠﻎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻣﺎﻫﯿﺎﻧﻪ 3.700.000 ﺗﻮﻣﺎﻥ !

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻱ ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺒﻠﻎ ﻓﻮﻕ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،

 ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺗﻮﺟﻴﻪ اقتصادی ندارد

***

یارو دوستشو ناجور زده بود.

کار به دادگاه کشید!

 قاضی میپرسه چرازدیش؟

 میگه 10 سال پیش بهم گفته بود اسب آبی


قاضی : 10 سال پیش گفته الان زدیش؟

یارو :دیشب تازه اسب آبی رو تو تلوزیون دیدم

***

شما تو آمریکا تو صف نونوایی هم که رفتی دیدی شلوغه

 فقط کافیه یه الله اکبر بگی،

 اگه یه نفر موند بزن تو گوش من!



اینه معجزه ی اسلام

***

ﺭﺳﯿﺪﯼ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ



ﭘﯿﺎﻣﮏ ﯾﮏ ﮐﺸﺎﻭﺭﺯ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺷﯿﺮﺍﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﺶ!


اینو دیگه عمراً شنیده بودید

***

با نامزدم رفتیم بیرون بهش میگم: عزیزم واسه شام خوراک بره خوبه؟

گفت: آره عجیجم دوش دالم.

 منم رفتم کلی سبزی و علف واسش خریدم ولی نمیدونم چرا شق زد زیر گوشم رفت.



مگه خوراک بره سبزی و علف نیست؟

 خو مگه بره چی میخوره؟

***

رفتم توالت عمومی، دیدم روی سیفون نوشته:

((خواهی که نبیند اَحدی این هنرت را، برخیز و بکش سیفون بالای سرت را))



من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنند..


تازه برگشتم دیدم یکی نوشته

سنجیدم ودیدم سخنت عین صواب است، صدحیف كه دستگیره سیفون خراب است

***

زنی پسر کوچکی داشت که زیاد دزدی میکرد او را نزد شیخی برد,

شیخ برایش دعا درست کرد و گفت

ان را به کتفش ببند او دیگر هرگز دزدی نمیکند


هنگامی که به خانه برمیگشتند پسر در راه عقب مانده بود

مادرش از او خاست سریعتر راه برود تا به او برسد

پسر گفت مادر دمپایی شیخ بزرگه و نمیتونم باهاش راه بروم



طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک، جوک خنده دار، جوک جدید خنده دار،

تاریخ : دوشنبه 14 تیر 1395 | 06:30 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

تعداد کل صفحات : 42 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی