تبلیغات
بزرگترین سایت جوک و اس ام اس - جوک
امروز سوار یه تاکسی شدم کولرش روشن بود
 تا اینکه گوشی راننده زنگ خورد...
همینطور که لبخند میزد کولرم خاموش کرد

گفتم کولرو چرا خاموش کردی نامسلمون؟

گفت: پدر شدم

***

امروز زن دوستمو دیدم
حال دوستمو ازش پرسیدم
فهمیدم سه روزه با من رفته شمال

بی هماهنگی کار میکنن همین میشه دیگه
ممد هر کجا هستی فقط برنگرد

***

مواد لازم برای تهیه مرد ایرانی

چربی: یک تن
ادعا: یک خروار
رو،:یک من
مخ: یک مثقال
احساس: چ*وس مثقال

***

باکتری چیست؟

موجودی که با قوری کات کرده
رفته با کتری
تا کشفیات بعد خدافظی

***

‏با روزه گرفتن این وقت سال
 آدم بیشتر از اینکه یاد گرسنه ها بیفته

یاد کاروانی که توی بیابون راه گم کرده
و ذخیره آبشون تموم شده میفته

***

پسر بچه : دوسِت دارم

دختر بچه : مثل آدم بزرگا؟!

پسر بچه : نه ... راستکی ..!

***

زنه تو سردخونه با بادبزن شوهر مرحومش رو باد میزد ،

مرد غسال متاثر شد گفت : خواهر اون مرحوم

 دیگه گرما و سرما براش فرقی نمیکنه ،

خودتو اذیت نکن …

زنه گفت : آخه خدا بیامرز بهم گفته بود ، بزار

 کفنم خشک شه ، بعد شوهر کن …

بنظرت الان خشک شده دیگه ….؟

***

دوستان گلم حلالم کنید،

شاید دیگه نیام

آخه مسجد محلمون برا افطاری کباب میده،

احتمال داره زیر دست و پا جون بدم...

***

آثار کتک خوردن بچه ها

 در غرب:

افسردگی
ناراحتی
تاثیر منفی در روحیه
مراجعه به روان شناس
و قرص و دارو..

در ایران:
هه هه اَصلَنم درد نداشت

***

حتی من تو خلوت خودمم بخوام بشینم...

 مادرم میگه اونجا نشین میخوام جارو کنم

***

امروز رفته بودم شهردارى
واسه انجام كار ساختمانى کارمنده پرسید :

مالكی یا مملوك ؟
وكیلی یا موكل؟
 موجرى یا مستاجر؟

منم گفتم:
 الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب...!!!

نمیدونم چرا پرتم کرد بیرون .
مگه جوشن کبیرو نمیخوند ؟

***



طبقه بندی: جوک،

تاریخ : شنبه 5 تیر 1395 | 03:11 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی