تبلیغات
بزرگترین سایت جوک و اس ام اس - جک جدید
دوران مهد کودک یه دوست داشتم اسمش نهال بود ،


الان دیگه فکر کنم درخت تنومندی شده باشه واسه خودش

***

پسره میگفت: صبح بابام رمز یک کارت شارژ برام فرستاد، هرکاری کردم شارژ نشد ...


گفتم: بابا شارژ نمیشه!
زنگ زد گفت: رتبه‌ی کنکورته حیوون!

***

ما دهه شصتی‌ها زور زدیم سن ازدواج رو آوردیم بالای سی سال


دهه هشتادی‌ها دارن برش می‌گردونن به چهارده سال

***

دیروز تو تلویزیون می گفتند :
درماهرمضان تمام شیاطین دربند هستن
.
شب رفتم دربند اونجا نبودند فکر کنم رفته بودند فرحزاد !

***

یه بارم مثل سوباسا به داداشم زُل زدم تا با ذهنم باهاش حرف بزنم


بهم گفت چیه مثل بز زُل زدی ؟
فهمیدم بیشتر باید تمرین کنم

***

اعتراف میکنم یکى از دلایلى که نمره علومم خوب نبوده اینه که


فک میکردم
حس چشایى مال چشمه...
حس بینایى مال بینیه

***

ﭘﺴﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ!!!



ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﺴﺘﯽ!!!


ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﺯﺣﻤﺖ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ
ﺭﻭ ﮐﻼ ﺍﺯ ﺑﯿﺦ ﻧﻘﺾ ﮐﺮﺩﻥ

ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺧﺎﻧﻮﻣﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻤﺎ !!!

***

هدف از درس خوندن اینه که


بعدها کارگر باسوادی باشیم

***

عیدِ من اون روزیه که  وقتی میخوام نوشابه رو تو لیوان بریزم


 پنجاه تا دست نیاد جلوم که



واسه ما هم نوشابه بریز بی زحمت..!

***





طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جک جدید، جک، جوک جدید،

تاریخ : جمعه 4 تیر 1395 | 12:14 ق.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی