عشق بهتر است

یا

کشک،؟؟؟؟

من می گویم کشک،

چون کلسیم دارد و از پوکی استخوان جلوگیری می کند

ولی عشق مغز را پوک می کند!!!

اگر کسی استدلال بهتری داره بگه، من نظرم عوض بشه!!!


***

وقتی زنی به شوهرش میگوید: عزیزم ، من به تو کاملا اعتماد دارم

یعنی:


در طی هفته گذشته ، موبایلت ، جیبت ، کیفت و ده تا گردش آخر حساب بانکیت چک شده و مورد مشکوکی دیده نشده

***

دیروز با یکی از همکارا بحث میکردم توهین کرد جوابشو ندادم.
دوستم بم گفت آفرین
شعورتُ نشون دادی با این سکوت
امروز دوستم با همون همکارم بحثشون شد بش گفت :



من فلانی نیستم مثه بُــز نگات کنما
میزنم دهنتو سرویس میکنم!!! منو میگفت

***

راننده تاکسی آهنگ #حبیب گذاشت،
 گفتم: اگه آهنگی از ابی بزارید ممنون میشم ☺️


برگشت با بغض بهم گفت: ابی هم مُرد؟

***

اگه کسی از من خوشش میاد بگه، منم ازش خوشم میاد

***

به راننده تاکسی گفتم تاحالا از این تاکسی-متر که نصب کردی استفاده شده؟


 روی بخار شیشه نوشت هیچی نگو داریم باهاش شنود میشیم

***

امروز از یارو آدرس سخت پرسیدم
 یه ذره فکر کرده میگه:



میشه نری

***

داداشم یه گوشه خونه لاتی نشسته بود
 همه بهش خندیدیم


 بعد پسر داییم بهش میگه بیا از دور خودتو ببین خیلی خنده دار شدی

***

به دو چیز نباید دست زد!!!!

1. برق
2. زن



چون اگه بگیرنت دیگه ولت نمیکنند

البته برق کمی انصاف داره بعد مرگ ولت میکنه ولی زن نه...

***
ﻭﺭﮊﺍﻧﺴﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﮑﯽ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯿﻪ
ﺩﺭ ﺯﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﺵ



ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺧﻤﯿﺮﺩﻧﺪﻭﻥ ﻧﯿﺲ ﮐﻪ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﺑﺪﻡ ﺑﯿﺎﺩ،
باید ﺧﻮﺩﺵ ﺑﯿﺎﺩ
الان دو هفته س میخوام دندونام مسواک کنم یاده یارو می افتم
بمیری با این مثال زدنت

***

گفتگوی دو خانم با هم در چند سال آینده...


اولی: پارسال شوهرم قول داده بود ماشینی رو که میخوام برام بخره، بالاخره امروز خریدش.
دومی: وای عزیزم مگه تو هنوز شوهر پارسالی تو داری؟؟؟

***

علم به شاگرد میگه :من دویدم تو دویدی او دوید
 مال چه زمانیه؟؟؟؟


 شاگرد :مال زمانی که سبد کالا رو توزیع میکردن...

***

..ﻣﯿﮕﻦ ﺳﻪ ﺗﺎ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ ﮔﺮﻣﺎﯼ  ﺷﺪﯾﺪ ﻫﻮﺍ ﺭﻭ
ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﻦ :


ﺗﻤﺴﺎﺡ ، ﺷﺘﺮ


ﻭ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺮﻩ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺑﺨﺮﻩ.

***

دوستای گلم آیا میدونید....
ایران دومین کشور غمگینه جهانه؟؟


بیاید یه همت کنید،یکم دیگه ناله کنیم اول بشیم.


نخند سوم میشیمااا!!

***

یه شب کل خونواده دور هم جمع شده بودیم داشتیم تلویزیون میدیدیم


که یهو یه بچه رو نشون داد که پستونک دهنش بود،
 بابام یهو زد زیر خنده!
 گفتم چرا میخندى؟

گفت یاد بچگیات افتادم، هر وقت گریه مى کردى،
 شست پامو مى کردم تو حلقت

چون شور بود خوشت میومد ، ساکت میشدى !

دیدین اخرش سر راهی بودم






طبقه بندی: جوک،

تاریخ : پنجشنبه 3 تیر 1395 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی