تبلیغات
بزرگترین سایت جوک و اس ام اس - جوک جدید
ماموره جلو ماشینمو گرفت
 گفت از کجا میایید و به کجا
 میروید؟

گفتم از کوفه می اییم و به شام
 میرویم..


کسی اشنا داره تو پارکینگ؟

***


فقط یه زن ایرانیه که میتونه

هم بچش بغلش باشه
هم کیفش
هم ساک بچش


اونوقت شوهرش مث دسته ی جارو کنارش راه بره
و بگه روسریتو درست کن

***

“برخیز و مخور غم جهان گذران”
“بنشین و دمی به شادمانی گذران”



اتفاق خاصی نیافتاده !
معلم ورزش نیومده بود
معلم ادبیات داره بشین پاشو میده

***

پسره ده سالشه پست گذاشته
مرا بخاطر خودم بخواهید


اون وقت من تا پونزده سالگی فکر میکردم
جنس مخالف کسیه که همیشه باهامون مخالفت میکنه

***

گدا: آقا تورو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم


گدا: نه نخواستم،
امروز واسه هزار تومن تاحالا شش بار ناهار خوردم

***

من خودم یه سرى اهداف کوتاه مدت دارم، یه سرى اهداف بلند مدت


براى کوتاه مدتا وقت ندارم براى بلند مدتا حوصله،
اینه که زیاد چاى میخورم

***

ﻣﺮﺩﯼ ﺗﺨﻢ ﻋﻘﺎﺑﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻻﻧﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎﯾﺶ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻋﻘﺎﺏ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﺷﺪ
ﺟﻮﺟﻪ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩ ﻣﺮﻍ ﻫﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺧﻮﺭﺩ
ﺳﭙﺲ ﭘﺮ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﻓﺖ


ﻫﻢ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﻫﻢ ﮔﻨﺪ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎ

***

بابام میگه کانال چیه؟
میگم همون گروهه ولی فقط مدیر میتونه حرف بزنه
شما نمیتونین چیزی بگین

میگه یکی از اینا برای منم بزن
اون تو باهات حرف بزنم

***

قانون طبیعت اینطوریه که نکُشی میکُشنت،


 بکُشی باید دیه بدی

***

ما بجای سگ و گربه به عنوان حیوون خونگی راسو خریدیم...

هر وقت مهمون میاد فشارش میدیم همه فرار می‌کنند

***




طبقه بندی: جوک،
برچسب ها: جوک جدید، جک جدید، جوک،

تاریخ : سه شنبه 1 تیر 1395 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : دن کیشوت لامانچ | نظرات

  • paper | مقاله های مد پیکس | مقاله های غیر خطی